ابودجانه (قسمت سوم)

ابودجانه مردی بسیار شجاع و آراسته به ویژگی های نیک اخلاقی بود و الگوی بزرگی برای مسلمانان به شمار می رفت. او در جنگ ها، رشادت های فراوانی از خود نشان می داد. گرچه در تمامی غزوات پیامبر(ص) حضوری چشم گیر داشت اما شرح دلاوریهایش درجنگ حنین تماشایی است. در ابتدای این جنگ، بر اثر شبیخون مشرکان و نیز حضور تازه‌ مسلمانان مکی، سپاه اسلام متزلزل شد تا جایی که جان پیامبر (ص) هم به خطر افتاد.

در صحنه ای از این جنگ، مردی از هوازن و بسیار متهور از سپاه کفر در بین صفوف مسلمین رخنه کرد و به هر مسلمانی که می رسید، به وی ضربه ای می زد. به این ترتیب، بسیاری از مسلمانان را به شهادت رساند. وقتی ابودجانه وضع را چنین دید، با حمله ای شجاعانه شتر وی را از پای درآورد. مرد از شترش پایین آمد و با ابودجانه تن به تن جنگید. علی (ع) نیز به کمک ابودجانه آمد و سرانجام ابودجانه پیروز شد و مرد مشرک را نابود کرد و همین شجاعت باعث ارتقاء روحیه مسلمین شد.

در جنگ تبوک، رسول خدا (ص) پرچم قبیله ی خزرج را به ابودجانه ی انصاری سپرد. همچنین فرماندهی این بخش از لشکر نیز با او بود. این امر از شجاعت و کاردانی او و اعتماد کامل پیامبر(ص) به ابودجانه حکایت دارد.

در سال نهم هجرت، به پیامبر گرامی (ص) اسلام خبر رسید که ارتش روم در سرزمین شام به نقل و انتقالاتی دست زده و به مرزهای اسلام تجاوز کرده است؛ گویا قصد دارد به سرزمین های اسلامی حمله کند. پیامبر(ص) با شنیدن این خبر، تصمیم گرفت با سپاهی مجهز، عازم سرزمین تبوک (شام) شود، ولی منافقان کارشکنی و توطئه را آغاز کردند. یکی از نیرنگ های منافقان این بود که محرمانه با اُکیدر، زمامدار دومه الجندل (بخشی از شام) تماس گرفتند تا او در غیاب پیامبر(ص) به مدینه حمله کند. وقتی پیامبر(ص) با خبر شد، ابودجانه و زبیر را مأمور کرد تا بنابر نقشه ای، با همراهی بیست تن، به کاخ اُکیدر بروند و وی را دستگیر کنند. آنان با نقشه ی حساب شده ی پیامبر(ص)، اُکیدر را دستگیر کردند. ابودجانه، در این ماجرا نیز شجاعت بسیاری از حود نشان داد .

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *