زید بن حارثه(قسمت دوم)

وقتى پیامبر (ص) از مکه براى یک سفر تبلیغى به طائف رفت زید درحالی که نوجوانى بیش نبود به عنوان محافظ، او را همراهی کرد و آنگاه که دشمنان، رسول گرامى اسلام را مورد حمله قرار دادند، او خود را سپر آن بزرگوار قرار داد، سنگها به بدن او می‏خورد و او اینچنین از وجود نازنین پیامبر (ص) دفاع مى‏کرد .

پس از آنکه پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد، زید و ابو رافع مأمور همراهی فاطمه(س)، ام کلثوم و سوده شدند. در این سفر زید، همسرش ام ایمن و فرزندش اسامه را نیز به همراه داشت.

ارادت حمزه بن عبدالمطلب به زید بن حارثه در حدی بود که  در مکه با او عقد اخوت بست و به همین دلیل او را در روز اُحُد هم وصی خود کرد.

پس از مهاجرت زینب بنت جحش به مدینه، پیامبر(ص) برای سرکوب ساختن یک سنت غلط ، شخصاً به خانه زینب رفت و رسماً او را برای زید خواستگاری نمود، زینب و برادرش در آغاز کار چندان تمایلی به این ازدواج نداشتند ، زیرا هنوز افکار دوران جاهلیت، از اعماق قلوب آنها ریشه کن نشده بود، با اینکه رد فرمان پیامبر(ص) بر آنها ناگوار بود ، سابقه غلام بودن زید را بهانه قرار داده و از پذیرفتن در خواست پیامبر(ص) ، شانه خالی کردند .
چیزی نگذشت پیک وحی نازل گردید، و عمل زینب و برادر وی را در این باره تقبیح کرد و چنین فرمود : « هیچ مرد و زن مومنی در صورتیکه خدا و رسول او در باره آنها تصمیمی گرفت، اختیاری از خود ندارند و هرکس خدا و پیامبر او را مخالفت کند، آشکارا گمراه است »

پیامبر(ص) فوراً آیه را برای آنها قرائت کرد . ایمان پاک زینب و برادرش عبدالله نسبت به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) و اهداف عالی وی ، باعث شد که فوراً دختر جحش رضایت خود را اعلام کند، و در نتیجه ، اشراف زاده ای به ازدواج غلامی در آمد . از این ناحیه گوشه ای از برنامه های حیات بخش اسلام اجرا شده و روش غلطی عملاً کوبیده شد. اما همواره میان زینب و زید کشاکش وجود داشت و زید از بداخلاقی زینب نزد پیامبر(ص) شکایت می‌برد، پیامبر(ص) نیز او را به صبر و تحمل همسر دعوت می‌کرد تا آنکه سرانجام پیامبر در سال ۵ قمری به فرمان خدا به جدایی آن دو حکم داد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *