سعد بن مُعاذ(قسمت پایانی)


بر اثر خونریزى ناشی از مجروحیت سعد بن معاذ در جریان جنگ احزاب حال او، روز به روز، رو به ضعف نهاد و بسترى گردید. پیامبر صلوات الله علیه مکرر به عیادتش مى‏آمد و از او تجلیل و احترام می کرد، در لحظات آخر عمر او، پیامبر (ص) در کنار بسترش از او پرستارى مى‏نمود،و این دعا را در حق او می‏کرد:”خدایا! سعد در راه تو جهاد کرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبى بپذیر.”صبح آن روزى که سعد ازدنیا رفت، جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض کرد:”اى رسول خدا(ص)!از امت شما چه کسى از دنیا رفته است، که فرشتگان آسمان، روح او را به یکدیگر مژده مى‏دهند؟”
برای تشییع جنازه و تابوت سعد ‌هفتاد هزار فرشته به زمین آمده‌اند که تاکنون نیامده بودند.
سرانجام بعد از دفن سعد، وقتی پیامبر (ص) و اصحابش از قبر سعد دور می‌شدند، مادر سعد گفت:‌”ای سعد، بهشت بر تو گوارا باد!” پیامبر (ص) در جواب وی فرمود: “ای مادر سعد! چیزی را به طور جزم بر خدا حکم نکن .همانا اکنون فشار قبر، سعد را گرفت” ، زیرا که اخلاقش با خانواده‌اش چنانکه باید و شاید نبود.
زمانی که سعد بن معاذ وفات کرد، پیامبر(ص) به غسل دادن سعد امر فرمود و به دنبال جنازه بدون کفش و ردا حرکت می‌کرد و سمت چپ و سمت راست تابوت را می‌گرفت.
سعد هنگامی به شهادت رسید که فقط ۳۷ بهار از عمرش گذشته بود.قبرش در قبرستان بقیع کنار قبر فاطمه بنت اسد قرار دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *