عبدالرحمن بن عوف(قسمت اول)

عبدالرحمن پسر عوف زهری قریشی، از اصحاب پیامبر اسلام(ص) بود. نام او در ابتدا، عبد عمرو (یا عبدالکعبه) بود. عبدالرحمن بن عوف ده سال بعد از عام‌الفیل در قبیله زهره بن کلاب به دنیا آمد، مادرش شفاء نام داشت که نسبش به زهره بن کلاب می رسد . مادرش به دین اسلام مشرف شد. او پسر عموی سعد بن ابی وقاص و داماد عثمان بن عفان است.

قبل از آنکه پیامبر (ص) به خانه ارقم بن ابی ارقم بروند عبدالرحمن بن عوف بدست ابوبکرخلیفه اول مسلمان شد . او از اولین اسلام آورندگان محسوب می شود و در هجرت به حبشه و هجرت به مدینه حضور داشته است. نقل است که در بین هفتاد و دو نفری که به حبشه هجرت کردند گروهی همسران خود را نیز با خود به همراه بردند و عبدالرحمن بن عوف از جمله این افراد بوده است.

زمانی که مهاجران به مدینه هجرت کردند، پیامبر اکرم (ص) میان انصار و مهاجرین عقد اخوت جاری نمودند و در این روز بین عثمان و عبدالرحمن بن عوف عقد اخوت منعقد شد.

عبدالرحمن از جمله خواستگاران فاطمه زهرا(س) است او یکی از بازرگانان ثروتمند قریش بود، مرد ثروتمندى که مطابق راه و رسم جاهلیت، به همه چیز از دریچه مادى می‌نگریست و مهریه سنگین را دلیل بر شخصیت زن و موقعیت ممتاز شوهر می‌پنداشت. او به خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: «اگر فاطمه را به همسرى من درآورى یکصد شتر که بار همه آنها پارچه‌هاى گرانقیمت مصرى باشد به اضافه ده هزار دینار طلا مهریه او می‌کنم.»

پیامبر(ص) از این خواستگارى زشت و بى‌معنا چنان خشمگین شد که مشتى سنگریزه برداشت و به طرف عبدالرحمن پاشید و گفت: «تو گمان کردى من بنده پول و ثروتم که با پول و ثروت می‌خواهى بر من فخر بفروشى.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *